عیدتون مبارک..بهار 87.
احساسش می رکردم که داره میاد اما به روی خودم نمیاوردم .........ساعت 12 بود که دیگه داشتم ولو میشدم صبحونه نخورده بودم نمی خواستم قرص بخورم آخه بدتر میشدم ..............بلاخره یه چیزی خوردم و قرص ها رو خوردم و فهمیدم که دیگه کار از کار گذشته ...زمین گیر شدم افتادم روی تخت ...........این قرص لعنتی تا بیاد اثر کنه من یه دور کامل زجر کشیدم..........لعنت به این معده درد احمق. دقیقا برنامه ام بود که از شنبه درست و حسابی بچسبم به درسم ........ولی این مهمون ناخونده نگذاشت. تا ساعت 2 به خودم پیچیدم یه نهاری خوردم اما بدتر شدم خودم رو با هزار جور فکر و خیال گول زدم اما مگه خوابم می برد دلم یه استامینفن کدین(درست نوشتمش!!!!!!!) مخصوصا از شرکت خوارزمــــی می خواست تا 3 ساعت رو با خیال تخت بخوابم (این قرصه رو من جنبه خواب آلودگیش بیشتر از درمانیش هست!!!!!!) اما کو قرصصصصصصصصصصص.
حوالی 4 بود که دیگه نفهمیدم ......................چشمام رو که باز کردم دیدم ساعت شده 6 امیدوار بودم که مامانم نرفته باشه بیرون تا برم خیر سرم کفش بخرم (رفتم اما چیز جالبی گیرم نیومد)
شب هم که دیگه بدتر......................
حقت هست تازه داشتم خوب میشدم چشمم خورد به قره های خواهرم ...........خوردم هر یه گازی که میزدم امروز به خودم فحش می دادم.
دوباره شروع شد...........امروز ظهر هم پاگیر این درد لعنتی پر پر شد.
تا حالا زیاد ناراحت شدم و بعد شم خوشحال شدم اما شاید بهتره بگم تا حالا چقدر دوام داشته .هیچی نه شادی نه غم هیچکدوم موندگار نیستن هیچکدوم باید دلشاد باشی.
پادشاه می توان بود
توانگر می توان بود
اما
اگر دلشاد نباشی عظمت تو به سایه دور ناچیزی نمی ارزد.
1- در خانه می مانیم (بزار یه سال اقوام عزیز تر از جان چهره مبارک منو نبینن دیگه فقط باید بدونم که همین 15 روز رو وقت دارم برای درست و حسابی درس خوندن)
2- در خانه ماندن یعنی اینکه مهمانهایی که در ایامی که اهالی خانه در منزل نمی باشند باز هم از دیدن چهره من محروم می مانند .....می خوام بمونم درس بخونم نه اینکه از مهمون پذیرایی کنم که!!!!!!)
3- البته که مهمونها قدمشون رو چشم همه هست البته اینم بگم که بنده امسال اصلاً نمی دونم صله رحم نمی دونم ارحام و این ها چیه........امسال واسه من درس شده پدر و مادر و خواهر و برادر و قوم و خویش ............بد نگاه نکنین آخه چی بگم از تمام اهالی خانه فقط من هستم که تا آخر تیر ماه مفتخر به گرفتن یه مدرک زپرت کاردانی میشم همه هم مدرکشون کم کمش لیسانسه جدیداً همه تریپ برداشتن دارن فوق لیسانس هم اضافه میکنن...........پس می مونه آبجی تون که تا حالا کله اش توی برف بوده حالا تازه بیدار شده..........پس امسال تریپ داریم خفن از نوع درس خوندنش.
4- من که جدی گفتم باورش با خودتون..........درسته تنبلم اما اگه بخوام درس بخونم ........دیگه دیگه .
5- رفتم کتابفروشی یکی از کتابهای برنامه نویسی را برداشتم یه نگاهی کردم بعد که نگاه به پشتش انداختم دیدم که قیمتش بسی کم است نه جان خودم مفت بود تو بگو چند ........یه ذره نقل و نبات هم بود کتابه فراون نوزده هزار تومن ناقابل.......البت بگم که داش با CD هم بود......فقط هم دو جلد داشت.
6- من که با هزار بدبختی قطره قطره پول می زارم رو هم کتاب می خرم نوزده هزار تومن تا بیام من بخرم یه سال گذشته و احتمالا شده بیست و سه چهار هزار تومن ناقابل تر ........بعد میان میگن چرا ایرانی ها کتاب خون نیستن........من تو خرید کتابهای درسی خودم موندم برم غیر درسی بخونم.
7- گرون ترین کتابمون دیگه نه هزار تومن بود که این یکی زد شاخ اونم شکست.
8- دارم کتاب چشمهایش رو می خونم واسه بزرگ علوی قبلن نصفش رو خوندم اما حسش نبود اما الان حسش زیاد شده............توی یه سایتی یه عالمه کتاب واسه همه انتشارت ها پیدا کردم می خوام برم عضو بشم تا اونها رو هم سفارش بدم و بخرمشون......................چیه بابا گفتم می خوام درس بحونم برای کنکور اما از این سوسول بازی های تحریم اینترنت و کتاب خوندن بدم میاد ها.......بگم........پس فردا شاکی نشین.
9- از همه سرگرمی های من اینترنت هست و کتاب خوندن و خوابیدن..............اینترنت که باید استفاده ازش رو کم کنم چون بودجه ام اجازه نمیده تا هی کارت اینترنت بخرم .........بی پول بی پولم............کتاب هم که خریدش پول می خواد که باز هم پول می خواد پس باید پس انداز کنم ......خواب هم که قربون خودم برم این قده جنم دارم تا کنترلش کنم................گوش شیطون کر.
10- اصولن شروع همه کارهای من با دوش گرفتن هست می خوام برم حمام و بعدش هم درست و درمون درس بخونم...............بازم گوش شیطون کر.
11- باز هم گوش شیطون کر .........معده دردم خوب داره میشه.
12- یه عالمه آهنگ جدید که نشنیدم گیرم امده دارم ذوق مرگ میشم .
13- دستم رو میکشم روی سطح دیوار و یکی یکی از پله ها میام بالا . به سطح دیوار نگاه می کنم سفیده .........اما صاف صاف نیست ........بعضی جاها ناهمواره....... ترمه زندگی همه ناهمواره. زندگی همه پستی و بلندی داره......زندگی همه این جوریه ...............دیوار سفیده اما بعضی جاها هم لک گرفته ........خود دیوار هم دلش نمی خواد که زندگیش لکه دار باشه ..........رنگ ها همیشه باید خالص باشن اما بعضی رنگ ها با قاطی شدن درست میشن...........ترمه تو دیگه عادت کردی.
14- همه این هایی که گفتم یغض هر روز منه من و در من میشکنه
مثل ابرهای زمستون دلم از گریه پره شیشه نازک دل منتظر تلنگره
داریوش
15- روی کیس کامپیوترم یه شیشه پاک کن هست که می خوام شیشه مانیتورم رو باهاش تمیز کنم ..............من هم یه شیشه پاک کن برای دلم می خوام تا شیشه دلم رو پاک کنم توی این سال جدید ..............................ممنونم ساره امشب باز هم مثل همیشه به من نسبت های قشنگی رو دادی ....ممنونم یادت بود که طبق معمول همیشه دلم رو خوب بشکنی.............ممنون مهری تو هم مثل همیشه خوب به من گیر دادی ............و ممنون از همه شما که گند زدید به احساس قشنگم............وقتی نشسته بودم احساس کردم که یه جوریم این فضا با خنده و شادی برای من سنگینه ......زیاده........به من نمیاد و شما هم به من ثابت کردید که آره درست فکر می کنم.
16- عید همگی مبارک.
17-
زندگي خيلي عجيب تر از اوني هستش كه فكرش رو ميكردم!
تو رو به يه جايي ميبره كه فكرش رو هم نمي كردي...
به خودت كه مياي ميبيني هيچي نيستي...هيچي!
آره زندگي سخته و خوردن زمين توي اون زياد...
دردت اومد؟!
مهم نيست...بلند شو...
از اين زمين خوردنها زياد داري تو راه...
مرد اونه كه تا زمين خورد نا اميد نشه،
يا علي بگه و بلند بشه.
يا علي...
بگو ماشاالله.
18- حصار بی حصارم ساحل حصار من نیست پایان کار من نیست همدرم و یار من نیست کسی که یار من نیست در انتظار من نیست من آن موجم که آرامش ندارم به آسانی سر سازش ندارم همیشه در گریز و در گزارم نمی مانم به یک جا بی قرارم
19 - شاید آخرین پست قبل از عید باشه.........شاید هم نه اما
عید همگی پیشاپیش مبارک.
۲۰-
چقدر کوتاهه این پسته؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
